السيد موسى الشبيري الزنجاني

4359

كتاب النكاح ( فارسى )

حكم تشريعى مسأله نباشد بلكه آيهء شريفه راجع به يك امر واقعى است كه مىگويد : عزّت و بزرگوارى و شرافت براى مؤمن است و با ديد واقعى و حقيقى ، او سطح بالاست ، هر چند فقير باشد و در انظار مردم حقير شمرده شود و اين نكته با ملاحظهء صدر آيهء شريفه روشنتر مىشود : « يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ . . . . » يعنى منافقان مىگويند : اگر ما به مدينه بازگرديم عزيزان ذليلان ( مسلمانان ) را بيرون كنند و حال آن كه عزت حقيقى از آن خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و مؤمنين است . شرافت و عزت واقعى از آن خداست و قرب به خداوند كه منبع اصلى عزت است موجب شرافت و عزت است و ديگران هر چند سطوت ظاهرى داشته باشند عزيز نيستند . و اين شبيه شعر صادق سرمد است كه دربارهء عالم مىگويد : جاهل اگر چه هست مقدّم ، مؤخر است * عالم اگر چه هست مؤخّر ، مقدم است كه ناظر به مسألهء تشريع و تعيين وظيفه مردم با عالم نيست بلكه مىگويد : علم تكويناً داراى شرافت است و تقدم دارد . 2 - روايت شريفهء : « الاسلام يعلو و لا يعلى عليه » نقل اول : عن النبى صلى الله عليه و آله و سلم : « الاسلام يعلو و لا يُعلى عليه » : اين روايت از زمان مرحوم شيخ طوسى مورد استدلال قرار گرفته ، صاحب جواهر نيز فرموده‌اند : از روايات استفاده مىكنيم كه مسلمان از كافر ارث مىبرد ولى كافر از مسلمان ارث نمىبرد و همچنين كافر حاجب مسلمان نمىشود . پس اگر طبقه اول ارث كافر است و طبقه دوم مسلمان ، طبقه دوم ارث مىبرند و براى اين حكم در روايات به « الاسلام يعلو و لا يعلى عليه » علت آورده شده است و از عموم تعليل مىفهميم در هيچ كدام از